خلوتی با مولانا
بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیمعاقل و خود را مرده کردن
دفتر چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت ماهی دگر وقت بلاچونک ماند از سایهٔ عاقل جدا
۲
کو سوی دریا شد و از غم عتیقفوت شد از من چنان نیکو رفیق
۳
لیک زان نندیشم و بر خود زنمخویشتن را این زمان مرده کنم
۴
پس برآرم اشکم خود بر زبرپشت زیر و میروم بر آب بر
صفحهٔ ۱ از ۶