خلوتی با وحدت کرمانشاهی
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند سرگران ز مدار جهان شومتا چند از مدار جهان سرگران شوم
۲
در بین ما و دوست به جز خود حجاب نیستآن به که بگذرم ز خود و از میان شوم
۳
زندان تن گذارم و این خاکدان دوندر اوج عرش یوسف کنعان جان شوم
۴
از خاکیان و صحبت ایشان دلم گرفتیک چند نیز همنفس قدسیان شوم
صفحهٔ ۱ از ۳