خلوتی با وحدت کرمانشاهی
شمارهٔ ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما سالها مجاور میخانه بودهایمروز و شبان به خاک درش جبهه سودهایم
۲
با رخش صبر وادی لا را سپردهایماندر فضای منزل الّا غنودهایم
۳
پا از گلیم کثرت دنیا کشیدهایمخود تکیه ما به بالش وحدت نمودهایم
۴
با صیقل ریاضت از آیینه ضمیرگرد خودی و زنگ دویی را زدودهایم
صفحهٔ ۱ از ۳