خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کردی ز غم آباد چو کاشانۀ ما رابازآ و ببین مونس هم خانه ما را
۲
مگذار که ویرانه شود از غم هجرانآباد چو کردی دل ویرانه ما را
۳
زلف تو چه حاجت که بیارد همه زنجیریک سلسله زان بس دل دیوانه ما را
۴
پروانۀ دل در طلب شمع رخ تستپروا نکند شمع تو پروانه ما را
صفحهٔ ۱ از ۲