خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاری ندارم در جهان جز گریه در کردار خودچون من مبادا هیچ کس درمانده ا ندر کار خود
۲
ای سرو قد سیم تن وی گل رخ نازک بدناز دوستان بشنو سخن خواری مکن با یار خود
۳
لعل لبت با جان قرین زیر لبت در ثمینبا حسن لطف این چنین ضایع مکن بازار خود
۴
با چهره بهتر از مهی قدت به از سرو سهیبوسی به جانی می دهی بس خود بکن بازار خود
صفحهٔ ۱ از ۲