خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم پیکان او را در جگر دیدز غمزه کار خود زیر و زبر دید
۲
به تیر غمزهاش دل چشم میداشتبحمد الله که آخر در نظر دید
۳
ز چشمش نرگس ار زد لاف مستیمگر آن مست را او بی خبر دید
۴
از آن عاقل نیامد در ره عشقکه این ره را سراسر پر خطر دید
صفحهٔ ۱ از ۲