شعر را زندگی کن
خلوتی با شاهدی

شمارهٔ ۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه دل ز آتش هجران تو داغی داردباز حال رخت از لاله فراغی دارد
۲
همه شب شمع رخت روشنی دیده ماستای خوش آن کس که چنین چشم و چراغی دارد
۳
ما و کوی تو و صوفی و بهشت و رضوانهر کسی در خور خود میل به باغی دارد
۴
پای در گل بودش یا بودش جان در تنهر که چون لاله ز سودای تو داغی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth