شعر را زندگی کن
خلوتی با شاهدی

شمارهٔ ۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز کار و بار عالم سر به سر برکنده‌اممی‌کشم بار غمت از جان و دل تا زنده‌ام
۲
گرچه می گردد صراحی دم به دم بر جان منچون قدح خونم خورد آن لعل من در خنده‌ام
۳
نی شکر اشکسته شد آنگه ز لعلت کام یافتزین سبب اِشکَستِگان را از دل و جان بنده‌ام
۴
سرو را نسبت به قدش کرده‌ام از راستیاز قدش با همت کوتاه خود شرمنده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth