خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو به گلشنم نکشد دل به باغ همبا تو به درد خوش بردم دل به داغ هم
۲
جایی که آفتاب رخت نور گستردآنجا چه جای شمع و چه جای چراغ هم
۳
با قامت چو سرو تو و سبزه خطتما را چه حاجت است به باغ و به راغ هم
۴
آورد بویی از خم زلفت نسیم صبحشد خانهام ز مشک معطر دماغ هم
صفحهٔ ۱ از ۲