شعر را زندگی کن
خلوتی با شاهدی

شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواهم که با تو قصه خود در میان نهمچون بینمت ز شوق گره بر زبان نهم
۲
بر لوح جان نماند گمان و خیال و وهماز بس که داغ درد تو بر لوح جان نهم
۳
دارم هوای آنکه شوم خاک پای تومن کز شرف قدم به سر فرقدان نهم
۴
نقش دهان تنگ تو چون آیدم به دلمهر نگین ختم سلیمان بدان نهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth