شعر را زندگی کن
خلوتی با شاهدی

شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا ز درد غم یار خود بغم باشیمخوشا دمی که به درد و غمش به هم باشیم
۲
به تاج و تخت شهان سر فرو نمی آریماگر چه از سگ کویش به قدر کم باشیم
۳
به مال و جاه جهان نیست احتشام ولیکگدای کوی تو باشیم محتشم باشیم
۴
نهاده ایم به راحت همیشه چشم امیدقدم به دیده ما نه که در قدم باشیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth