خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمر در صبر شد و وعدۀ دیدار همانسوخت دل در غم و با داغ گرفتار همان
۲
کار من نیست بجز عشق بتان ورزیدنشدم اندر سر این کار و مرا کار همان
۳
جز خیالت نبود مونس و غمخوار دلمنیست غم چون بودم مونس غمخوار همان
۴
گل به زیر قدم هر خس و خار شب و روزبلبل دل شده در حسرت او زار همان
صفحهٔ ۱ از ۲