شعر را زندگی کن
خلوتی با شاهدی

شمارهٔ ۱۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی کنیم آتش دل را نهان از اووین دود آه دمبدم آرد نشان از او
۲
درد تو کرده است راحت جان و دوای دلخالی مباد در دل و جانم مکان از او
۳
رمزی به خنده لعل لبت زان دهان نمودما را به هیچ وجه نبود این گمان از او
۴
تا خط سبزگی و گل عارضت دمید بس فتنه ها رسید به دور زمان از او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth