شعر را زندگی کن
خلوتی با شاهدی

شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل و جگر به غم تو کباب شد هر دوسرای دیده و دل هم خراب شد هر دو
۲
شب فراق تو شد دیده‌ام چو دریاییبه رود و مردم چشمم حباب شد هر دو
۳
علی الصباح به رویت چو دیده کردم بازسواد دیده من آفتاب شد هر دو
۴
ستون خیمه تن عشق گشت گیسویتبگرد خیمه ز هر سو طناب شد هر دو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth