خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشا شب تا سحر با او نشستهفروزان شمع و رو در رو نشسته
۲
صلاح و عقل را یک سو نهادهز غیر عشق او یک سو نشسته
۳
نظر بر قامت چون سرو نازشبه حیرت بر کنار جو نشسته
۴
ز سوز هجر او هر لحظه داغیستمرا اندر بن هر مو نشسته
صفحهٔ ۱ از ۲