شعر را زندگی کن
خلوتی با شاهدی

شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماییم ز عشق مست رفتهفارغ ز هر آنچه هست رفته
۲
بر درگه شاه ملک خوبیبا ذلت و با شکست رفته
۳
از جمله علایق و عوایقیکبار بشسته دست رفته
۴
با قامت تو صنوبر و سروهر یک زده لاف و پست رفته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth