خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۱۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خطت طعنه بر مشک و عنبرزدهقدت سرو را سایه بر سر زده
۲
دو چشمت به مستی و غارت گریبه هر گوشه ملکی به هم بر زده
۳
ز شوق دو لعل شکر بار تومگس را ببین دست بر سر زده
۴
خجلت شده بدر بر مه هلالبه رویت چو لاف برابر زده
صفحهٔ ۱ از ۲