خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به سر انگشت نما زاهد انگشت نما رامنظر دوست که تا سجده کند صنع خدا را
۲
گر درین هر دو سرا خاک کف او به کف آرمالتفاتی نکنم حاصل این هر دو سرا را
۳
آتشی دارم از آن سان که اگر برکشم آهیجز سمومی نبود خاصیت باد صبا را
۴
هیچ کس نیست که حال دل ما با تو بگویدکه چه سان می گذرد روز گرفتار بلا را
صفحهٔ ۱ از ۳