شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۲

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش دلسوزان درآر آن شمع بزم‌افروز راتا بیاموزد ز جان دردمندان، سوز را
۲
تا جهان از پرتو شمع جمالش روشن استهیچ رونق نیست خورشید جهان‌افروز را
۳
زخم اگر دانم که از دست بلورین وی استدر دل خود جای سازم ناوک دل دوز را
۴
خیز تا با هم به نوروزی به صحرایی رویمسال دیگر تا که بیند موسم نوروز را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth