شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۷

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر آن نفس که نه با دوست می زنی باد استخنک دلی که به دیدار دوستان شاد است
۲
مگر تو حور بهشتی بدین لطافت و حسنکه این جمال نه در حدّ آدمیزاد است
۳
من آن نِیَم که به سختی ز یار برگردمکه ترک صحبت شیرین نه کار فرهاد است
۴
کسی که عیب هوایی کند که در سر ماستمگر هوای کسی در سرش نیفتاده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth