خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱۸
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاقوت شکربار ترا لذّت قند استیک بوسه از آن لعل شکر بار به چند است؟
۲
زنهار از آن غمزه عیّار که دایمبا کیش کمان باشد و با تیر ، کمند است
۳
ما از هوس قدّ تو بر خاک نشستیمبیچاره گیا را هوس سرو بلند است
۴
چون مور ضعیفان شده پامال سوارانو آن را خبری نیست که بر پشت سمند است
صفحهٔ ۱ از ۲