خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۴۵
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمری ست که بر منتظرانت نظری نیستوز حال دل بی خبرانت خبری نیست
۲
یا در تو اثر می نکند آه جگرسوزیا ناله دلسوختگان را اثری نیست
۳
نومید مگردان ز در خویش کسی راکاندر دو جهانش به جز این هیچ دری نیست
۴
اندر سر شوریده سودازده مااز عشق تو شوری ست که در هیچ سری نیست
صفحهٔ ۱ از ۳