خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۴۶
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درون خلوت ما جز من و تو هیچ کسی نیستبیا و هم نفسی کن که عمر جز نفسی نیست
۲
نه هر کسی بتواند قدم نهاد در آتشکه عشق بازی پروانه کار هر مگسی نیست
۳
مرا ز قید تو روی خلاص نیست به ناکامبه کام خویش بود بلبلی که در قفسی نیست
۴
گمان مبر که به جای تو هیچ کسی بپسندمکسی که هر نفسی با کسی ست هیچ کسی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲