خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۶۱
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بویی ز سر زلف به عالم نفرستادکاندر پی او قافله غم نفرستاد
۲
تا طرّه او روز جهان را به شب آوردمهتاب رخش نور به عالم نفرستاد
۳
فریاد من از دست طبیب است که دانستاحوال دل ریشم و مرهم نفرستاد
۴
گفتیم قدمرنجه کند بر سر بیمارمردیم و کسی نیز به ماتم نفرستاد
صفحهٔ ۱ از ۲