خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۶۰
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دوست به دشمن نتوان کرد شکایتکز یار جفا بِه که ز اغیار حمایت
۲
ور مدّعی از جور تو فریاد برآوردشکر است که ما از تو نداریم شکایت
۳
بی جرم بسی جور و عتاب از تو کشیدیموقت است که بر ما فکنی چشم عنایت
۴
ما را بِه ازین دار از آن رو که توان داشتبیمار به تیمار و رعیّت به رعایت
صفحهٔ ۱ از ۳