خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۶۴
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در میان چشم و دل خون اوفتادراز ما از پرده بیرون اوفتاد
۲
چشم مستت دلربایی پیشه کردفتنه ای در ربع مسکون اوفتاد
۳
پرتوی زد عکس رویت بر فلکغلغلی در اوج گردون اوفتاد
۴
مرحبا ای جان جانها کز رختفال مشتاقان همایون اوفتاد
صفحهٔ ۱ از ۳