خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۶۶
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی اندر طلبت دل به جهان در گرددبی سرو پا شده چون حلقه به هر در گردد
۲
شمع سان جان من از هجر لب شیرینتچون بگرید ز سر سوز منوّر گردد
۳
مهر روی تو در آیینه دل هست چنانکصورت مهر در آیینه مصوّر گردد
۴
چون خیال لب و دندان تو در چشم آیداشک چشمم همه چون لعل و چو گوهر گردد
صفحهٔ ۱ از ۳