خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۷۵
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق آمد و از سینه من جوش برآوردگرد از من دل خسته مدهوش برآورد
۲
در گوش گرفتم که دگر مهر نورزمعشق آمد و این پنبه ام از گوش برآورد
۳
فریاد که آن غمزه افسونگر جادویک باره مرا از دل و از هوش برآورد
۴
گشتم به یکی جرعه چنان مست که خمّاردوشم ز خرابی به سر دوش برآورد
صفحهٔ ۱ از ۳