خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۷۶
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آوردنسیم آن به تن رفته باز جان آورد
۲
هزار جان سزد از مژده گر به باد دهندکه نزد دلشدگان بوی دلستان آورد
۳
خبر ز چین سر زلف مشکبوی تو دادصبا چو از دل گمگشته ام نشان آورد
۴
اگر نه جان عزیزی چرا دمی بی توبه کام دل نفسی بر نمی توان آورد
صفحهٔ ۱ از ۳