خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۸۱
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم تا کی چنین افگار باشدز سودای تو آتش بار باشد
۲
چرا از گلستان عارض تونصیب دردمندان خار باشد
۳
شبی هم دولت وصلت ببینمچو چشمم بخت اگر بیدار باشد
۴
از آن باده که چشمت می فروشدکجا شوریده ای هشیار باشد
صفحهٔ ۱ از ۳