خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۸۸
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طاعت ما جز مَی مغانه نباشدمسجد ما جز شرابخانه نباشد
۲
راه طلب را پدید نیست نهایتبادیه عشق را کرانه نباشد
۳
گفتی اگر جان دهی وصال بیابیجان بدهم تا ترا بهانه نباشد
۴
مردم آسوده سر نهند به بالینبالش عاشق جز آستانه نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳