شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۱۹

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل از بند زلفت رها کی شودز یار قدیمی جدا کی شود
۲
نگویی که از لعل سیراب تومراد دل ما روا کی شود
۳
ولی مرهم لعل خود کام توبه کام دل ریش ما کی شود
۴
نمی دانم این جان پُر درد خویشکه با خرّمی آشنا کی شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth