خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱۳۸
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سیه چاهی ست زلفت تار و دلگیردر او دیوانگان بسته به زنجیر
۲
بشد تدبیر و عقل و رایم از دستچه تدبیر ای مسلمانان، چه تدبیر!
۳
من و جان دادن اندر جُست و جویشچو یاور نیست بخت از من، چه تقصیر
۴
غزل چون می نویسم از سر سوزهمی سوزد قلم هنگام تحریر
صفحهٔ ۱ از ۳