خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱۴۶
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز می ناید دل ما از پریشانی هنوزمی نهد پیش بتان بر خاک پیشانی هنوز
۲
در وفا و عهد و پیمان تو می آرم به سرعهد و عمر و تو همان بدعهد و پیمانی هنوز
۳
رو بپوش از هر نظر بر حسن خود، خواری مکنای عزیز من! تو قدر خود نمی دانی هنوز
۴
گر به جانی می فروشی از وصالت یک نفسجان ما ارزانی ات بادا که ارزانی هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳