شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۴۵

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خشم رفت و خوش نشد آن تندخو هنوزباقی ست در میانه ما گفت و گو هنوز
۲
چندان که پای سرو گیا بوسه می دهداو می نیاورد به گیا سر فرو هنوز
۳
ذکر بهشت و دوزخ آن کس کند که نیستآگه ز آتش من و از حسن او هنوز
۴
بر هر زمین که باد بَرَد بوی زلف اوبعد از هزار سال بود مشکبو هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth