خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱۵۴
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گلستان روی تو چون نوبهار خوشما را به یاد عارض تو روزگار خوش
۲
گفتی که مرهمی بنهم بر جراحتتدانی که خسته را نبود انتظار خوش
۳
ماننده قبا شده ام بسته تا شدمدر بند آنکه گیرمت اندر کنار خوش
۴
ای رفته تیغ عشق تو از جان برون روانوی کرده تیر مهر تو در دل گذار خوش
صفحهٔ ۱ از ۳