شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۶۳

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سزد که رنجه کنی یک زمان قدوم شریفبه کنج کلبه احزان ما دهی تشریف
۲
شبی به خلوتم از تُست آرزو که بودلب تو ساقی و رخساره شمع و غمزه حریف
۳
شریف داشتم آن زلف را چو عمر درازولی چه سود که بر باد رفت عمر شریف
۴
بگو به یار سبک روحم ای نسیم صبابیا که جان گران جان همی کند تخفیف
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth