شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۶۸

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگرچه روز و شبم با تو در خیال خیالمرا خیال وصالت بِهْ از وصال خیال
۲
اگر خیال آن بود که فرق کنندمیان موی و میانت، زهی خیال خیال
۳
از آن خیال تو مالند چون مرا بر رویکه دیده دست بشوید ز روی مال خیال
۴
تن ضعیف من از هجر بر نهالی دردکشیده از اثر ضعف چون نهال خیال
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth