شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۸۳

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت است که در بر رخ اغیار ببندموز جان کمر بندگی یار ببندم
۲
چون فتنه آن چشمم و آشفته آن زلفدر میکده بنشینم و زنّار ببندم
۳
گر کار شمار ریختن خون دل ماستمن خود کمری از پی این کار ببندم
۴
ای باد! غبار سر کویش به من آورتا مرهم این سینه افگار ببندم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth