شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۸۲

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ره کعبه مقصود و بیابان حرمهر که از سر نکند پای زهی سست قدم
۲
زندگی با الم و زخم نخواهد مجروحگر کشی عین کرامت بود و محض کرم
۳
نبرد خواب مرا هیچ شب از دست خیالدوست در پیش نظر چون بنهم دیده به هم
۴
می نوشتم صفت شوق تو بر لوح درونآتشی خاست که نه لوح بماند و نه قلم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth