شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۸۷

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به جز ذکر لبت کاری ندارمبه یادت عمر شیرین می گذارم
۲
چو چشم ناتوانت ناتوانمچو زلف بی قرارت بی قرارم
۳
ز دیده خون دل تا کی فشانمز مژگان سیل خون تا چند بارم
۴
اگر روزی ببینی زاری منکنی هم رحمتی بر حال زارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth