خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱۹۳
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من شمع طلعتت را پروانه ای حقیرمپروانه وار روزی در پیش پات میرم
۲
از دست چشم و زلفت پیش که دادخواهم؟این می کشد به بندم وان می کشد به تیرم
۳
خیز ای طبیب نادان! ترک معالجت کنمن درد عشق دارم درمان نمی پذیرم
۴
بر خاکم ار خرامی چون سرو و من چو سبزهاز خاک سر برآرم تا دامنت بگیرم
صفحهٔ ۱ از ۳