شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۹۴

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همی خواهم که تا من زنده باشمتو سلطان باشی و من بنده باشم
۲
ز غم مُردم که جان دیگرانیبه جان دیگران چون زنده باشم؟
۳
روا نبود که جان داروی لعلتبرند اغیار و من جان کنده باشم
۴
برین در من چو سروم دیگران گلروند ایشان و من پاینده باشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth