خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۰۱
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من بنده آن قامت و بالا و میانممن عاشق و شوریده و شیدای فلانم
۲
من واله عیّاری آن نرگس مستمحیران خرامیدن آن سرو روانم
۳
ای عمر گرامی! خبرت نیست که بی توعمری به چه خونابه دل می گذرانم؟
۴
احوال مرا هر که در آفاق شنیدندوان بخت ندارم که به گوش تو رسانم
صفحهٔ ۱ از ۴