شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۲۰۵

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی دهد دستم که در پایت سراندازی کنمتو زنی چوگان و من چون گوی سربازی کنم
۲
نکته ای زان لب بگو تا برفشانم جان و دلگوهری فرمای تا من کیسه پردازی کنم
۳
گر گدا خوانی مرا بی شک به سلطانی رسمور مگس گویی مرا پیوسته شهبازی کنم
۴
تا به آزادی و یکرنگی شدم ثابت قدمشاید ار چون سرو دعوی سرافرازی کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth