شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۲۱۰

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دادیم بسی جان و به جانان نرسیدیمدر درد بمردیم و به درمان نرسیدیم
۲
در ظلمت اندوه بسی تشنه بگشتیمروزی به لب چشمه حیوان نرسیدیم
۳
بس سال که در بادیه عشق برفتیمشد عمر به پایان و به پایان نرسیدیم
۴
گفتند به جانان رسی ار بگذری از جاناز جان بگذشتیم و به جانان نرسیدیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth