شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۲۱۲

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منِ غریب که در هجر یار می‌گریمهمی‌نشینم و تنها و زار می‌گریم
۲
ز سوز گریه من جان خلق می‌سوزدبدین صفت که منِ سوگوار می‌گریم
۳
اگر چو شمع بمیرم به روز غم چه عجبکه من چو شمع به شب‌های تار می‌گریم
۴
بسا که لاله خونین ز اشک من بشکفتاز آن سبب که چو ابر بهار می‌گریم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth