خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۲۲
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای چشم نیم مست تو خمّار عاشقانزلف دراز دست تو عطّار عاشقان
۲
از خون عاشقان سر کویت شکفته استخیز و بکن تفرّج گلزار عاشقان
۳
بی روی دوست نعمت دنیا و آخرتچندان بها نیافت به بازار عاشقان
۴
هر روز درد عشق زیادت همی شودتا می کند خیال تو تیمار عاشقان
صفحهٔ ۱ از ۳