شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۲۲۶

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز درین شهر هر آن دل که شود گمدر حلقه گیسوی تو باید طلبیدن
۲
چون سرو ثبات قدمی گیر که رشته ستچون بلبل ازین شاخ بدان شاخ پریدن
۳
باید قدمی بر سر هستی زدن اوّلوانگه رقم عشق تو بر خویش کشیدن
۴
هر کس هوسی دارد و مقصود و مرادیمقصود من از دوست به مقصود رسیدن
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth