خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۴۷
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جمال رخ تو تا بودهعاشقان در غمش نیاسوده
۲
دلها را به مهر ببریدهجانها را ز عشق فرسوده
۳
بر سر کویت آنگه افتاده ستجان عشّاق توده بر توده
۴
عاشقانت هر آنچه جز غم تستدست همّت بدان نیالوده
صفحهٔ ۱ از ۳